سلام . وقتی جوانتر بودم خیلی تو پارک و یا آسفالت کوچه ها فوتبال بازی می کردم. تقریباً در بین همسالانم از لحاظ قدرت فوتبالی شناخته شده و مشهور بودم. دروازبانیمم عالی بود و بزرگترها هم به زحمت می افتادن. روپایی زن خوبی هم بودم ولی رفته رفته دوران فوتبالی من تموم شد. این پست فقط یک تجدید خاطره از دوران فوتبالیم بود و اینکه میخواستم بگم شما هم این مدل توپ رو که تو عکس زیر مشاهده می کنین یادتون هست؟ از این توپها تو دوره ما خیلی زیاد بود و البته ارزون ترین مدل توپ شناخته می شد. بچه ها نام این توپ رو توپ قانونی گذاشته بودن. مثلا فکر می کردن چون توپ پلاستیکی تقبلی هست این که 40 تیکه هست و چرمی است، قانونی است! چه تفکراتی داشتن بچه های قدیمی . این فقط یک مدل توپ فوتبال بود. همین! یه خاطره بزارین تعریف کنم. یه بار داشتم با بزرگترا بازی می کردم. یکیشون ضربه ازاد زد مثل شوت چرخشی ماکاتو هایاتا از فوتبالیستها یه چرخش خیلی جالبی می گرفت و میرفت تو دروازه . منم از این شوتها بلد بودم منتها با توپ 40 تیکه نمیشد. من قدرتم فقط در حد توپ پلاستیکی بود که از نقطه کرنر اون چرخش رو ایجاد می کردم توی دروازه . خب دیگه بریم یه نهار بزنیم تا پست بعدی خدانگه دار.

برچسب: خاطرات من از شب زفافم,خاطرات من از امپول,خاطرات من از تایلند,خاطرات من از امپول زدن,خاطرات من از سفر به ایران,خاطرات ازدواج من,آهنگ خاطرات من از آرمین,من ازت خاطره دارم,من ازت خاطره دارم علی اصحابی,
نویسنده: ستایش باقریان